نظریهٔ زمین گرد یا کروی در اصل به زمان یونانیان باستان باز میگردد. تمدن یونان در حدود سال ۹۰۰ قبل از میلاد ظهور یافت و در طول هزار سال بعد، کمک بزرگی به ستارهشناسی نمود. ابتدا، در قرن ششم قبل از میلاد یونانیان دریافتند که زمین کروی است وﺍولین بار فیثاغورث دﺍنشمند یونانی کروی بودن زمین رﺍ ﺍظهار دﺍشت. آنها برای اولین بار محیط زمین، اندازه ماه و فاصله میان آنها را بدقت اندازه گرفتند. اگرچه آنها به اشتباه معتقد بودند که زمین کره ثابتی است که جهان پیرامون آن میگردد، ولی برخی از اندیشهها و شیوههای رصدشان تا اواخر قرن هفدهم کاربرد داشت. پیش از آن که یونانیان نظریه کروی بودن زمین را مطرح نمایند، اکثر مردم عوام بر این باور بودند که زمینه مسطح است. برای مثال هندوها معتقد بودند که زمین مسطح و بر شانه ۴ فیل قرار دارد که به نوبه خود بر پشت چهار لاک پشت شناور در اقیانوسی بی کران ایستادهاند. مصریان باستان زمین را ربالنوع کب میپنداشتند که به پهلو دراز کشیده و الهه نات، تجسم خورشید، بر روی آن خیمده است. همچنین اکثر تمدنها معتقد بودند که جهان زمین مرکز است، ولی بطلمیوس ستارهشناس یونانی (۱۶۸ ـ ۹۰ قبل از میلاد) بیشتر از سایرین برای این اندیشه معروف است. وی در کتابش المجسطی، قوانین اندازهگیری حرکات اجرام آسمانی را وضع نمود. به منظور تشریح حرکت رجعی برخی از سیارات، بطلمیوس اظهار کرد که مدار سیارات یک سلسله فلک تدویر پیچیده را دنبال میکند. البته حتی در اوایل قرون وسطی، هرگز تصور کروی شکل بودن زمین از بین نرفت. دانته شاعر ایتالیایی، در کتاب خود، کمدی الهی، فرض کروی شکل بودن زمین را پذیرفته است. همچنین ایرانیان باستان عقایدی مبنی بر گرد بودن زمین داشتهاند که بازتاب آنها را حتی میتوان در رسومی همچون رها کردن سیبی شناور در آب هنگام چیدن سفرهٔ هفت سین دید که نشانی از شناور بودن کرهٔ زمین در فضا و پویایی آن است.
اندیشههای آریستارخوس
معدودی از متفکران یونانی، مخصوصا آریستارخوس (۲۵۰ ـ ۳۲۰ قبل از میلاد) اندیشه زمین مرکزی بودن دنیا را به زیر سوال بردند. آریستارخوس به کمک هندسه از روی اندازه سایه زمین، ماه و خورشید در خلال خسوف و کسوف، اندازه نسبی آنها را محاسبه کرد. اعداد و ارقامش کاملاً نادرست بودند، ولی از آنجا که دریافت خورشید از زمین بسیار بزرگتر است، اظهار داشت که طبیعتاً خورشید باید در مرکز جهان باشد. اکثر یونانیان این ایده را نپذیرفتند و اندیشههای آریستارخوس رد شدند. در عوض، المجسطی بطلمیوس تا ۱۵۰۰ سال بعد بر علم ستارهشناسی سیطره داشت.
ارسطو همچنین دلیل میآورد که کشتیها در هر جهت که از ساحل دور شوند، ابتدا دکل آنها ناپدید میشود و این نشانهای از کروی بودن زمین است.
اندیشههای ارسطو
در حدود سال ۳۵۰ پیش از میلاد ارسطو، دلیل قاطعی بر گرد بودن زمین ارائه کرد. موثرترین دلیل وی این بود که اگر کسی به طرف شمال یا به طرف جنوب مسافرت کند، در افق روبروی او ستارگان جدیدی ظاهر میشوند و در افق پشت سر او ستارگانی که قبلاً دیده میشدند، ناپدید میشوند. ارسطو همچنین دلیل میآورد که کشتیها در هر جهت که از ساحل دور شوند، ابتدا دکل آنها ناپدید میشود. همچنین مقطع سایه زمین بر ماه در هنگام خسوف، بدون در نظر گرفتن وضع ماه، همیشه به صورت یک دایره است. ارسطو میگوید همه این واقعیتها فقط هنگامی میتواند درست باشد که زمین کروی باشد.
اِردآپفِل (آلمانی: سیبزمینی) ساختهشده توسط مارتین بیهایم در ۱۴۹۲، قدیمیترین مدل کروی برجامانده از زمین است.
محیط کروی زمین
اولین فردی که محیط زمین را دقیق اندازه گرفت، اراتستن (۱۹۵-۲۷۶ قبل از میلاد) ریاضیدان یونانی بود. او میدانست که در ظهر اواسط تابستان، خورشید شهر سین، واقع در جنوب خانهاش در اسکندریه مصر، مستقیماً درون چاه عمیقی میتابد. او در همان روز زاویه تابش خورشید بر فراز اسکندریه را ۷٫۲ درجه اندازه گرفت. این زاویه برابر است با ۱٫۵۰ کمان یک دایره. او میدانست که فاصله سین تا اسکندریه ۷۷۲ کیلومتر است و بدین ترتیب محیط زمین را 50x772 یعنی ۳۸۶۰۰ کیلومتر محاسبه کرد. این رقم به عدد واقعی ۴۰۰۷۴ کیلومتر بسیار نزدیک است.